مختصری بر حقوق بشر و تاریخچه تصویب آن
آنچه را که مورخین و محققین بر آن متفق القولند آن است که اولین اعلامیه ای که در جهان راجع به حقوق بشر بوجود آمده است از طرف کوروش کبیر بوده است که با ایجاد آن طرحی نو را در شیوه حکومت بوجود آورد . و به قول ارسطو « کوروش کبیر کشور خویش را از بندگی رهانیده است » . کوروش کبیر پس از ورود به شهر بابل در سال 538 قبل از میلاد برای آزادی ملل مختلف از اسارت بابلیها فرمانی صاذر کرد که به موجب ان بالغ بر چهل هزار نفر از قید اسارت بابلیها آزاد شدند و به اوطان خود مراجعت کردند . متن بابلی مزبور که بیست و پنج قرن پیش صادر شده و در سال 1879 میلادی در حفاریهای بابل کشف شد اکنون در موزه بریتانیا در لندن محفوظ است . به هر حال چنان به نظر می رسد که اولین اعلامیه مربوط به حقوق بشر همان فرمان کوروش کبیر باشد که بر روی استوانه ای از گل رس در چهل و پنج سطر حک شده است و آن اعلامیه امروز با نام « اعلامیه کوروش کبیر » و آن استوانه نیز به « استوانه کوروش کبیر» مشهور شده است .
به هر حال حقوق بشر به معنای امروزی گر چه محصول تمدن جدید و مدرنیت است ولی اینکه بخواهیم ان را در قالب یک تمدن خاص محدود نمایم صحیح نمی باشد ؛ زیرا حقوق بشر همزاد با پیدایش انسان بوده وبا او بوجود آمده است .
اگر نگاهی گذرا به ادبیات و عرفان و عقاید و مذاهب مختلف بیندازیم در خواهیم یافت که دعوت به برابری و نوعدوستی یکی از اصول اولیه آن اندیشه ها می باشد ؛ زیرا حقوق بشر در دنیا قدیمی تر از آن است که بتوان آن را به دوره یا تمدنی خاص منتسب کرد ؛ همه مذاهب و همه کتب بزرگان حکمت و ادب از آن نام برده اند .
حقوق بشر به زبان فرانسه droit delhomme و به زبان انگلیسی human rights و به زبان عربی حقوق الانسان نامیده شده است . همان گونه که پیداست می توان آن را به اعتبار ترکیبی و یا روی همرفته نیز تعریف کرد . به اعتبار ترکیبی ؛ مرکب از دو کلمه حقوق و بشر است . نخست کلمه حقوق که در اصل ریشه آن حق می باشد درباره مبنای حق گفتگو بسیار است . عده ای در تعریف حق گفته اند « حق عبارت از توانایی است که به اراده اشخاص داده شده است و گروه دیگر گفته اند نفعی است که از نظر حقوقی حمایت شده است » اما به طور کلی شاید بتوان گفت : حق توانایی است که حقوق هر کشور به اشخاص می دهد تا از مالی به طور مستقیم استفاده کنند یا انتقال مال و انجام دادن کاری را از دیگری بخواهد . حق اقسام مختلفی دارد که بحث در مورد آنها در اینجا ما را از اصل مطلب دور می کند . حال با توجه به تعاریف مارالذکر از حق به تعاریفی از حقوق نیز می پردازیم در تعریف حقوق نیز عده ای بر آنند که حقوق مجموعه قواعدی است که بر اشخاص از این جهت که در اجتماع هستند حکومت می کند . دسته دیگر می گویند : امتیازهایی را که برای تنظیم روابط مردم و حفظ نظم در اجتماع هست حقوق گویند و گاه نیز مقصود از واژه حقوق علم حقوق است یعنی دانشی که به تحلیل قواعد حقوقی و سیر تحول و زندگی آن می پردازد . و دوم بشر که نمایانگر انسان است .
اما به طور کلی یا روی همرفته حقوق بشر طبق نظریه مکاتب آزادیخواه عبارت است از حقوقی که لازمه طبیعت انسان است . حقوقی که پیش از پیدایش دولت وجود داشته و مافوق آن است . به همین جهت دولتها باید آن را محترم بشمارند و مفاد آن برای همه کشورها لازم اجرا است و یا بنا به تعریفی که از کتاب معروف فرهنگ فلسفی ولتر نقل کرده اند که گفته است : حقوق بشر یعنی آنکه جان و مال آدمی آزاد باشد و او بتواند به زبان قلم با دیگران سخن گوید . حقوق بشر یعنی آنکه نتوان کسی را بدون حضور یک هیئت منصفه متشکل از افراد مستقل به مجازات محکوم کرد ؛ یعنی آنکه محکومیت کیفری بر حسب مقررات قانون صورت گیرد ؛ یعنی آنکه انسان بتواند با آرامش خاطر به هر دین که خود بر میگزیند متدین گردد.
حقوق بشر یعنی اینکه حقی را که مختص ما انسانهاست و جزء طبیعی ترین حقوق ماست بدون هیچ قید و بندی رعایت گردد ؛ یعنی ما بتوانیم در جهانی که زندگی می کنیم آزاد باشیم و آزادانه به دنبال اهدافمان براه افتیم ؛ یعنی بتوانیم از ته دل بدون هیچ ترسی و با صراحت سخن بر لبان جاری کنیم . این تعریفی که ولتر از حقوق بشر ارائه داده است پیداست جنبه جهانی دارد ؛ نه فردو نه کشور خاصی را مد نظر ندارد . روی سخن او با همه جهانیان است بدون در نظر گرفتن جنس؛ نژاد؛ زبان و ... . این حقوق که ما از آن صحبت می کنیم بطور جدی در قرن هجدهم مطرح شد و روز به روز هم بر غنای خود افزوده و دایره مطالبات خود را توسعه و گسترش می دهد .
- تاریخچه تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر
اعلامیه های حقوق بشر فرانسه
از دستاوردهای انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 ؛ توجه لازم به حقوق فردی و آزادیهای عمومی و اصولی نظیر حاکمیت ملی تفکیک قوا و برابری و... می باشد ؛ که از افکار متفکران انگلیسی و فرانسه ونظام مشروطه انگلستان ؛ جنبش استقلال طلبانه مردم آمریکا تاثیر پذیرفته بود.و براین اساس اصول آن تدوین گردید که قدرت سیاسی تنها زمانی مشروعیت دارد که خواسته عامه مردم باشد . با توجه به این اصول ابتدا متنی در 26 اوت 1789 به تصویب مجلس فرانسه رسید که به عنوان دیباچه قانون اساسی 1791 مورد قبول قرار گرفت .
سپس متنی دیگر در 35 ماده به عنوان دیباچه نوشته شد که علاوه بر حقوق به تکالیف بشر نیز نظر داشت . بدین ترتیب مسئله حقوق و ازادیهای بزودی در قوانین اساسی کشورهای دیگر راه پیدا کرد .
کشور هلند در سال 1798میلادی ؛ سوئد در سال 1809؛ نروژ در سال 1814 و... به جرگه کشورهای دارای قانون اساسی مکتوب پیوستند . ظاهرا هم اکنون اکثر کشورها دارای قانون اساسی مدون و مکتوب هستند که هر کدام از آنها فصلی را نیز به تضمینات مربوط به حقوق و آزادیهای فردی و سیاسی اختصاص داده اند و حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب 12 آذر سال 1358 به صراحت چنین امری هویداست . در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در مورد برابری می توان به چند اصل ذیل اشاره نمود :
اصل سوم : دولت موظف است همه امکانات خود را برای تامین « تساوی عموم در برابر قانون» بکار گیرد .
اصل نوزدهم : مردم ایران از حقوق مساوی برخوردارند .
اصل بیستم : همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانونی قرار دارند .
و در مورد آزادی هم می توان به چند اصل ذیل اشاره نمود :
اصل سوم : دولت موظف است همه امکانات خود را برای « تامین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون » بکار گیرد .
اصل بیست و سوم : هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد .
اصل بیست و چهارم : نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند .
و در مورد حقوق زن هم می توان تنها به اصل زیر اشاره نمود :
اصل بیست و یکم : دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید .
اینها همگی مواردی هستند که از اصول بنیادین حقوق بشر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران انعکاس یافته است و یا می توان گفت که فصل سوم به همراه اصل سوم انعکاس دهنده آن است . ( شاید بسیاری از شماها از عمل نکردن مسولان ذیربط به این قوانین انتقاد داشته باشد اما بحث در این مورد در اینجا جایز نیست ).
- اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 10دسامبر 1948
پس از جنگ جهانی دوم و پیروزی متفقین؛ در 25 آوریل 1945 کنفرانسی در سانفرانسیسکو با شرکت پنجاه کشور بنا به دعوت آمریکا ؛ شوروی ؛ انگلیس ؛ چین و فرانسه تشکیل گردید در این کنفرانس اساسنامه سازمان ملل متحد به نام منشور ملل متحد تصویب قرار می گیرد . و همان طوری که در ماده 68 این منشور آمده است که « شورای اقتصادی و اجتماعی در مقام یکی از نهادهای اصلی سازمان ملل متحد کمیسیونهایی برای مسائل اقتصادی و اجتماعی و ترویج حقوق بشر تاسیس می کند » و با تاسیس این کمیسیون حقوق بشر توسط شورای اقتصادی و اجتماعی در فوریه 1946 مباحث حقوق بشر در این کمیسیون نزدیک به 2 سال طول می کشد و سرانجام پس از بحث و تبادل نظر های فراوان در واپسین ساعات شب 10 دسامبر 1948 بدون هیچ رای مخالفی به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد می رسد ؛ شب تاریکی که نوید بخش فردایی روشن بود که اکنون هر چند نه بطور کامل ام به تدریج آن روشنایی با فعالیت دوستداران و کمیته های حقوق بشر به اوج خود می رسد . این اعلامیه 30 ماده ای هدف خود را آرمان مشترک تمام مردمان و ملتها قرار داده است سوی از هر نظر؛ تا همگان هم بکوشند به یاری آموزش و پرورش ؛ رعایت آن را گسترش دهند . به امید اینکه همگان بکوشند به یاری آموزش همه جانبه مفاد آن رعایت آن را توتالیته کنیم تا به جامعه ای مملو از صلح و آرامش و برابری یا به بیان سیاستمداران به جامعه ای دمکراتیک برسیم
ابراهیم قربانی ( دانشجوی کارشناسی حقوق)
کودکی کردم و نخ بادبادکم را شل کردم، به اميد آن كه كمي بالاتر پرواز كند، اما ناگهان....